جوجه جان جوجه جان ، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 3 روز سن داره

🐥🐣جوجو ی من🐣🐤

83-یک جرعه محبت بنوشیم

1392/5/4 18:31
نویسنده : 💚رستا💙
2,936 بازدید
اشتراک گذاری

سلام دوستان این مطلب اول از همه مربوط به شما میشه و در پس پرده مربوط به مارتیا
اول از همه ، امروز صبح زانیار رو عمل کردن و ی عکس مربوط به شیوه ی عمل رباط ACL واستون میزارم تا یکمی آگاهی پیدا کنیم.
شکر خدااااااااااااا عمل خوبی بود و دکترا از وضیتش کاملا راضی بودن
حالش هم خوبه و فردا هم از بیمارستان مرخص میشه ، فقط خیییییلی باید مراقب باشه و همه کلی تاکید کردن که اگه میخاد زودتر خوب بشه باید خیلی هواسش به خودش باشه...


دیگه اینکه بااااز هم از همتون که این مدت واقعا به فکرم بودین یک دنیا ممنونم
ممنونم از اینکه توی همه ی شرایط انقدر هوامو دارین ،
از دلداریهااتون و از جواب های کوبندتون به مزاحمین ممنونم
از فاطمه و صبای ی عزیزم که پیگیر کار منن
از محبوبه مامان ترنم زیبا و از مامان امیر حسین ناز و از نیلوفر خوبم  و مهری نازنینم که توی همون کامنته جواب مزاحمین رو دادن
و از همه و همتون یککککککککککککک دنیااااااااا متشکرم 
از کسایی که به طور ویژه همش جویای حالمون بودن ممنون
و از دکتر عزیزیکه زحمت کشیدن و منو از نگرانی درووردن
واقعا همتون فرشته اید


در جواب ........ باید بگم که دوست عزیز
شما که میفرمایید یکی از طرفدارای وبلاگ من هستین واقعا اینجوری فکر میکنی که من توی ماه رمضون و بدون هیچ دلیلی باید بیام واسه بازار گرمی ، کسی رو که از وجودم واسم عزیزتره به طور الکی بندازم رو تخت بیمارستان تا کامنت جم کنم؟؟
خودت حتا برای یک لحظه خجالت نکشیدی؟؟
شرم نکردی؟؟
اونوقت سفارش عکس میدی تا باورت بشه؟ اصلا تو کی هستی که باور کردن و نکردنت رو زندگی من تاثیر داشته باشه؟؟ آخه چرا اینجوری هستین؟؟
این عکس رو هم فقط به خاطر این میزارم تا یکمی خجالت بکشی و بفهمی فقط همین

 


در جواب اون ی نفر هم باید بگم که با وقاهت تقاضای رمز میکنین ، اونوقت که به مرادتون میرسین و میشینین عکس هارو با یک دنیا نفرت و کینه میبینین، میاین نظر میدین که چرا کیفیت این عکس از اون عکس کمتره یا چرا تو عکس های بچگی های من سوار ماشین فلان بودم؟؟، تازه جالبیش اینه که داستان زندگیمم میدونین و قشنگ آگاه بودین که من از بچگی به خارج رفت و آمد داشتم و طبیعتا اونجا با ایران فرق داره!
حالا اینا همه به کنار یکی دیگه اومده گفته که چرا پوست زانیار تو ی عکس روشن افتاده و تو اون یکی تیره و چرا و چرا ،.... ی سوالهایی که به عقل جن هم نمیرسه،،.....
به خدا شما اگه این همه دقت عمل رو نگه میداشتین و درس میخوندین تو این دنیای عادی پروفسوری چیزی میشدین ،
جالبیش اینجاست که فقط من نیستم که از این همه وقاهت و مردم آزاری میناالم ، خیلیا هستن توی این دنیای مجازی که دلشون خونه....اون اولا اگه با چشمای خودم نمیدیدم باورم نمیشد....
نمونه ی این مردم آزاری هارو توی وب مسیحا دیدم که ی احمق واقعا بیفرهنگی هرچی تو دهنش بود به هم وطنش گفته بود به خاطر چی؟؟؟
چون پسر بچه ی به اون کوچکی چشماش آبیه!!! به نظر این با فرهنگ بچه ی چشم رنگی فقط ماله خارج از ایرانه!
یا توی وب شیدا جون که یکی دیگه به خاطر عوض کردن قالب وبلاگش واسش نظر گذاشته که تو اینکارارو میکنی تا مخاطب جم کنی و جانماز آب بکشی....
یا مائده ی به اون معصومی که مجبور شده از ساده ترین نوشته های وبش بگذره و رمز دارشون کنه چون اذیتش میکنن ، فاطمه و سایا هم همینجور....
و خیلیای دیگه!
شما حتما الان همتون سایا رو میشناسین؟
بسیار ساده میگم که خیلی دوسش دارم چون دختر فوقولاده مهربون و از همه چیز مهمتر بسیار عاقل و با فهم و شعوریه و به جرات میگم کمتر دختری رو دیدم که تو سن اون اینجوری باشه....
خیلی چیزارو با اینکه ازش بزرگترم یاد گرفتم
این اواخر توی وبش ی پست بسیار زیبا گذاشته که قشنگترین جملش اینه:
"ای کاش به این باور برسیم که تو همین خاک انسان های خوشبخت دارن در کنار هم زندگی میکنن...به راحتی کنار هم هستن....وقتی یه خونه ی شیک دیدیم بگیم ایشالله براش شادی باشه تو این خونه و اگر ماشین مدل بالایی دیدیم بگیم چرخش براش بچرخه و از این بهتر...."
ای کاش یاد بگیریم یاد بگیریم از افرادی که خوبن که تو دلشون هیچی نیست حتا اگه خیلی کوچکتر از ما باشن .....
ای کاش خوب بودن رو یاد بگیریم .
به خدا سخت نیست ، ما مردم تا بوده همش ادعا  میکردیم که اینجوری و اونجوری هستیم اما نخواستیم به همین حرفا یک بار عمل کنیم....
یعنی واقعا دیدن خوشبختیهای دیگران ، کسایی که مثل خودتونن ، کسایی که هموطن تونن ، کسایی که از جنس پوست و گوشتین که خدا خلق کرده انقدر سخت شده؟؟؟
اونوقت اگه همین آدم ی گوشه افتاده باشه و پوسته استخون همه برمیگردن میگن ، آخی ، بیچاره ی بدبخت ....
فقط طاقت دیدن غم و بدبختی رو دارین؟؟
ی زره خجالت بکشین فقط ی زره ....
اینو بدونین که تا خوشبختی دیگران رو نخاید خودتون خوشبخت نمیشید.
بدونین و یاد بگیرین که اگه در حق کسی دعای خیر نکنین هیچ دعایی در حقتون مستجاب نمیشه.
به خدا من اگه تو خیابون دیدم که بدی داره در حق کسی میشه نتونستم نرم و دخالت نکنم ،
نشده که از دیدن بدبختی کسی اشک نریزم و خودم احساس بدبختی نکنم.
هر وقت ۲ نفر رو توی خیابون میبینم که با چه عشقی در کنار هم راه میرن به روشون لبخند زدم و واسشون آرزوی خوشبختی کردم ،
اگه کودک زیبایی رو دیدم واسش آرزوی خوشبختی و موفقیت کردم در عین اینکه از دیدنش نهایت لذت رو میبردم،
 با حسادت هیچکسی به هیچ کجا نرسیده که شما میخاید برسید ،
به همین ماه قسم که اینجوری که شما فکر میکنین نیست.
مطمئن باشین که نه من و نه دوستان من هیچکدوم درمونده ی کامنت نیستیم ،
میخاید امتحان کنید و از همین الان دیگه واسم کامنت نزارید ببینید که رستا بازم همون رستاای قبل میمونه یا نه؟؟
من میشناسم ، همینجا کسایی رو که بدون منت برای دوستاشون کامنت میزارن دریغ از اینکه خودشون تا به حال یک بار از دیگران تقاضای نظر گذاشتن کرده باشن ،
مثل کوه هم ایستادن و کارشون رو میکنن
از شادی دیگران خوشحال میشن و از ناراحتیشون ناراحت ....
۲ نمونه ی خوبشون هم الهام مامان علیرضا هستن و رضوان جون مامان رادین
یاد بگیرین ازشون ، از بزرگواریشون، از صلابتشون ....
شماهایی که کارتون فقط خورد کردن مردم تو مشتتونه ....
به جونه مارتیام دیشب تا نزدیکیهای صبح خآبم نبرد ،
خیلی اتفاقی با ی وبلاگی آشنا شدم ، ی خانومی همسر دوم بود ، و ۲ سال مخفیانه آشیانش رو، رو لونه ی یه زنه بدبخت ساخته بود تا اینکه لو رفت ،
تازه این خانم هنوز هم میناله که چرا شوهره زنه اولش رو طلاق نمیده ، از خوشحالی زنه اول قلبش تیر میکشه و نفسش میگیره....
خاطراتش رو توی وبش مینوشت و جالب اینجا بود که بیشتر از ۵۰ تا ۶۰ % مردم تشویقش میکردن و آرزوی مرگ میکردن واسه اون زنه مظلوم اول که ثمره ی جوونیش به باد رفت ....
کامنتااشون رو که میخوندم حالم بد شد .....
واقعا ما کجاییم و بعضیها کجا؟؟
بعضی ها هستن که زاتشون خرابه و دست خودشون هم نیست
من فقط ی خاهش دارم،
فقط یک ثانیه ، یک ثانیه ی کوتاه خودتون رو بزارید جای کسی که میخاید دربارش اونجور قضاوت کنید،..، اونم ی آدم مثل شماست .......
نکنید این کارارو نکنید
باور کنید خوب بودن سخت نیست.....

یاد بگیریم دستهای هم تنها زنجیر های ماندگاریست
پس بیاید دستهای همرا بگیریم ، از هر قشری و فرهنگی که میخواهد باشیم .....
مهم نیست ....

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (111)

سولماز
1 مرداد 92 20:24
خدارو شکر که عمل موفقیت آمیز بود ایشالا هر چی زودتر بهتر میشن


سولماز جون ممنونم عزیزم ،
مرسی از اینکه هوامون رو داشتی ، تو نظرم بود که حتما بیام پیشت عزیزم
باز هم ممنون
عمه ی آتنا
1 مرداد 92 20:33
خوشحالم که حال همسرت بهتره وای که چقدر مردم بیکارن! یعنی خودشون کاری ندارن انجام بدن؟؟؟ لحظه لحظه ی زندگیشونو دارن الکی هدر میدن!
رستا با منی؟من یه بارم نگفتم بیا وبم سر بزن نظر بده
خلاصش دوستت دارم


ممنون عزیزه دلم
بله دیگه .....
ای کاش فقط بیکار بودن ......وقتی بیکاران میوفتن به جونه مردم
بله عزیزم من منظورم همتون بودید که خیلی بیریا و پاک و صادقید
مخصوصا شما که واقعا مهربون و فوقولاده ای و باور کن که منم خیلی دوست دارم
برات آرزوی خوشبختی دارم مهربونم
fateme
1 مرداد 92 20:45
وااي خداياشكرتتوچه روزي هم عمل شدنعزيزم رستاجونم،مارتياي خوشگلم خيلي بهتون تبريك ميگماميدوارم اخرين خبري بدباشي كه تووبت ميخونيم رستاجونم.به دوماه ديگه فك كن فقط.....


سلام فاطمه جون
خوبی؟ خیلی ناراحت شدم از اینکه مادرت حالش خوب نیست ، واسشون حتما دعا میکنم .
خیلی مراقب مادرت باش عزیزم ، مطمئنا که واسش سنگ تموم میزاری
مادر خیلی با ارزشه ....
خیلی ناراحت شدم ....
مرسی به خاطر ابراز همدردیت
راستی آیپی رو هم به سایا میدم
به قوله سایا تو واقعا فرشته ای
fateme
1 مرداد 92 20:51
رستاي عزيزم بخاطرداشتن دوستي مثل توبايدافتخاركنم كه طرزفكرت باكسي قابل مقايسه نيست


این طرز فکر ، ماله تمامی خوباانه از جمله خوده تو
منم به دوستی با تو افتخار میکنم عزیزم
fateme
1 مرداد 92 21:29
رستاجونم خداروبه سرشاهده اگه من واسه تووساياكامنتي ميذارم بخاطراين نيست كه برام جبران كنيدياچيزه ديگه اي...*من نه وب دارم نه خواهم داشت كه كسي بخوادبرام كامنت بذاره فقط وفقط وفقط بخاطروجودنازنين شماست كه كامنت ميذارم فقطططططططط
fateme
1 مرداد 92 21:31
مر30عزيزم كه به فكرمامان منم هستي
سلام خوبی آلبوم خاطرات برای کوچولوتون می خواهید
1 مرداد 92 21:35
جامع ترين آلبوم خاطرات کودکي و نوزادان از مشخصات اين آلبوم منحصر به فرد شما مي توانيدخاطرات کودک دلبند خود را لحظه به لحظه ثبت نماييد از مشخصه هاي اين آلبوم ميتوان به شجره نامه پدر و مادر-محل عکس سونوگرافي-جشن سيسموني و هدايا-محل قرار دادن گواهي ولادت نوزاد-جشن نام گذاري-جدول قيمت ها در زمان تولد کودک--جدول واکسيناسيون کودک-تاريخچه درآمدن دندانها- آلبوم عکس و .... اشاره کرد ابعاد آلبوم30*22سانتي متر-وزن 840گرم- تعداد صفحات 72صفحه خاطرات و 7 صفحه آلبوم عکس با طراحي کاملا جديد ميباشد لطفا جهت کسب اطلاعات بيشتر و مشاهده محصولات ديگر شرکت به تک به سايت www.albomekhaterat.blogfa.com مراجعه بفرماييد
سحر مامان آرتین
1 مرداد 92 21:38
سلام عزیزم خداروشکر که عمل با موفقیت انجام شده آخی چقدر چشمای آقا زانیار بیحاله .... معلومه که خیلی درد کشیدن ایشالله این مدت هم میگذره و زودی سلامتیشون رو به دست میارن وااااااای رستا چه عمل وحشتناکی اونا دریله؟؟ من از همینجا سکته رو زدم در مورد مزاحمین هم خودت رو ناراحت نکن ایشالله که یکم ادب بشن راستی من برای مادر فاطمه جون حتما دعا میکنم ایشالله که سلامتیشون رو به دست بیارن .... دیگه بریم سراغ خودت و مارتیا!! این جوجه پسر که عسل خودمه تو هم که محشری یعنی عاشقتم با این نوشته هات بووووووووس راستی وب این مرد ۲زنه کجاست؟؟ یعنی از عصبانیت دارم میترکم زنیکه حقش مرگه ایشالا امثال اون از زمین محو بشن
سحر مامان آرتین
1 مرداد 92 21:41
رستا نظرم رو اول واسه پست قبلی گذاشتم! تورو خدا حواس رو میبینی؟؟
زينب مامان فرشته اسموني اميرعباس
1 مرداد 92 22:27
سلام رستا خانمي ... انشالله همسرت زودي خوب بشه . كمتر غصه بخور كسي كه بخواد دل بشكنه ميشكنه حتي با يه حرف . خدا مارتياي نازو برات نكهداره ... منم دلم و كم نشكوندند با همين حرفها كه هنوز كفن پچت خشك نشده تو فكر بچه ديكه هساي و از اين نوع حرفها منم از خدا خواستم هيچ وقت اتفاقي براشون نيوفده كه من و درك كنن ... تو الان بارداري استرس و غصه برات سمه بيخيال باش اين وبلاك بايد بشه جايي كه ياداور روزهاي خوش داشتن مارتيا و زانيار نه حرفهاي مردم ... راستي خاله جون خدا به من يه دختر داده اسمشم نازنين زهراست انشالله از اين به بعد كامتام و با اين نام ثبت ميكنم
مهسا(مامان نفس)
1 مرداد 92 22:27
رستا جون حسادت و ایرادگیری خیلی شایع شده متاسفانه و حتی نی نی وبلاگم کاملا مسموم شده.خیلی خوشحال شدم از اینکه عمل خوبی داشته شوهرت.مرسی که دایم اپ میکنی عزیزم.منم رمزی مینویسم تا حالا شکر خدا مزاحم نداشتم مطلب خاصی هم نمینویسم اما حس خوبی ندارم از عمومی نوشتن. رستا یه خواهش وقتی مارتیا به دنیا اومد خوووواهشا نرو عکسم نذار فقط بیا و برامون بنویس عزیزم.
زهرا
1 مرداد 92 22:45
خوشحالم که عمل همسری باموفقیت بودانشالله حالش بهتروبهتربشه دوست خوبم مزاحماهمیشه هستن وبرای هیچکس مهم نیستن ولی همچنان ازرونمیرن وارزش ندارن که بهشون فکرکنی وناراحت باشی مواظب خودت ومارتیا باش
SaYa
1 مرداد 92 23:19
سلاااااااااااااام الهی فدات بشم من خوبی نفسم؟قربونت برم من عزیزدلمخیلی خیلی خوشحالم از اینکه حال آقا زانیار خوبه ...داماد نفسی من چطوره الهی فداش بشم من....همین الان از جایی اومدم و مستقیم اومدم وبت عزیزدلم...نمیدونم چی باید گفت و چه جمله ای در وصف تو بگم عزیزم ولی میدونم دوست داشتن و مهربونی از تو یاد گرفتم از تو یاد گرفتم چطور باید خوب بودن فهمید واقعا دیروز کامنتایی ب ام رسید که تا 5 و 6 صبح بیدار بودم از شدت سردرد انقدر حالم بد بود که ند نداشت..نوشته بودن ما عکسایی که میراریم میبینیم ولی فکر کردی کیه و کدوم احمقیه که باور کنه که تو4تا ماشین تو حیاط خونتونه؟اه دل یتیمم بلند شد و واگذارت کردم به خدای بالا سر....من واقعا سنکوپ کرده بودم کم مونده بود که پس بیافتم نزدیکای صبح بعد دعای همیشگی با قرص خوابیدم و 2 بیدار شدم...اومدم وبت دیدم خب ی نیست ازت و دوباره رفتم و خوابیدم تا ساعت 6 یعنی ببین ا ن حرفا با روح و روان من چیکار کرد....نمیدونم باید ی به اینا بگم ....من حتی اگر کسی بدترین فحشا بهم بده و بعد از یه مدت بیاد بگه اشتباه کردم بعد از یه مدت میبخشمش و آغوشم من همیشه به روش بازه ولی رستا بعضیا نمیخوان قبول کنن....نمیخوان بفهمن اشتباه محضه کارشون....بابا مگه ماها دل نداریم؟اینایی که وضع مالیشون خوبه مگه نباید وب داشته باشن؟خیلی از دوستای دنیای مجازیمون دارن زجر میکشن...من خیلی دنبال اون کامنت گشتم که اون شخص برات گذاشته بود ولی پیداش نکردم که جوابشو بدم...ولی میدونم خوشبختی سهم همه آدماست و کسی حق نداره تعیین کنه که کی باید تو خوشبختیش غرق بشه یا نشه...خب حالا کیفیت عکسای بچگیت بالا بوده انقدر احمقه که تو دهه هفتادی و فکر نمیکنم نسل ما داشتن دوربین چیز عجیبی بود و برای کیفیت داشتن عکس فتوشاپ و اسکن چیزای عامیانست.....میزارم به پای نفهمی طرف مقابل ولی قبلا میگفتیم حسودا چشمشون بترکه لان میگم خدا 4تا چشم دیگه هم بهت بده که بیشتر ببینی و حرص بخوری جالبه که همین آدما خواننده ثابت وبلاگت میشن و دنبال ریز ریز زندگیت هستن....مهم وجود تو و مارتیاست اینا خزای جامعه ما هطتن رستا جون.،،،اگر اینا نباشن ما قدر باهم بودن نمیدونیم....عزیزم خیلی دوست دارم رابطه خوب بینمون هیچکس هیچکس نمیتونه از بین ببره میبوووووسمت و برات بهترینارو آرزو دارم قربونت برم من....ایشالله همیشه شاد باشی عزیزدلم خیلی خوشحالم که حال آقا زانیار خوبه خدایا 100هزار مرتبه شکرت.،،،،عزیزم مواظب دومادیم باشیا خیلی خسته شده این مدت فدای وجود هر2تاتون بشم عزیزکم
مامان ریحان
1 مرداد 92 23:44
سلام خوشحالم عمل موفقیت آمیز بوده ...خودتو با این حرفا ناراحت نکن اینجا دنیای مجازی و از این کامنتا زیاد ِّ
مامان ریحان
1 مرداد 92 23:44
سایا چه کامنتییییییییییی گذاشتی منم از این کامنتا می خوام
SaYa
1 مرداد 92 23:49
رستا آی پی این یارو که کامنت بد گذاشته بده بهم تا پیگیر کارا باشم
مامان بهاره جون
2 مرداد 92 0:21
خوشحالم كه عمل آقازانياربه خوبي وبسلامتي انجام شده ايشالله كه هرچه زودترمواظبت ميكنه تابهبودي كامل حاصل ميشه،عزيزم به دري وري هاي اين مزاحم هاهم توجهي نكن اين هايه مشت آدم هاي اغده اي هستن كه ازآدميت بويي نبردن،مواظب آقامارتياي گلي باش
عاطفه
2 مرداد 92 1:10
سلام رستا جونم خدا رو هزاران مرتبه شکر.....رستا تو دلت پاکه واسه منم دعا کن مدتیه حالم خوب نی یه بارم بیمارستان بستری بودم .....دعا کن
مهری
2 مرداد 92 1:17
سلام رستا عزیزم . اول از همه باید بگم واقعا از اینکه زانیار مرخص می شه خوشحالم . و این که به نظر من انسان های بی وجدان حتی لیاقت جواب دادن و پیگیر کردن ندارن چه برسه که بخاطرشون نخوابی. ینها یه دسته موجودات مریی هستن که جاشون تو جامعه نیست بلکه باید برن... بزارین اینقدر تو این وب های قشنگ شما پرسه بزنن شاید ادم بشن و آدم بودن و یاد بگیرن. در مورد وب های زن ها دومی هم باید بگم من چند باری بهشون به طور اتفاقی سر زدم و اتفاقات واقعا وحشتناکی می دیدم که با بی وجدای کامل برای خاطراتشون ثبت می کردند. به نظرم گاهی انسان مجبور می شه چششون ببنده تا زشتی ها رو نبینه. به هر حال تو این وب و برای ثبت خاطرات قشنگ خودت و مارتیا جون باز کردی و تواین شرایط مارتیا کاملا متجه ناراحتیت می شه. پس هیچ قت به خاطر چند تا .... خودت و ناراحت نکن. واقعا وجود دوستای خوبی مثل سایا و صبا و فاطمه و... به دنیا می ارزه و نیازی به انسان های احمق نیست. درضمن واقعا ممنونم که من و جز دوستای خودت می دونی و بارها اسم مو تو وب هاتون ثبت کردین. فقط می خوام بدونی که برای با ارزشی
ف یوسفی
2 مرداد 92 1:27
سلام رسستا خانومی.. خوبی؟ یعنی تا دوماه دیگه مامان می شی؟؟؟ خیلی برات خوشجالم.. درمورد قضیه تصادف هم که خداروشکر عمل شدن آقا زانیار و ایشالله حالشون بهتر هم می شه... در مورد این اتفاق عجیبی هم که افتاده واقعا آدم می مونه چی بگه... چرا بعضی ها این جوین.. تو یه وب دیگه هم یه خانومی تصلدف کرده بود و رفته بود کما و شوهرش یه چندروزی رو وبش رو آپ می کرد نمی دونی چه چیزایی می بستن بهش..می گفتن دروغگویی و از این حرفا.. بذار بگن.. گناه تهمت زدن گردن خودشون.. خوشجال شدم از این که این طور جوابشونو دادی... التماس دعا...
مامان امیر حسین
2 مرداد 92 1:43
سلام رستا جون.خوبید؟خیلی خوشحال شدم که همسرت بهتر شده.خدا رو شکر.اصلا هم خودتو ناراحت نکن،توی هر باغی علف هرز چه بخوایی،چه نخوایی،رشد می کنه،هرچی باغ بزرگ تر،علف هرز بیشتر،پس ناراحت نشو و با آرامش توی باغ بزرگ زندگیت قدم بزن.همیشه سالم و سلامت و خوشبخت باشید.
اب نبات
2 مرداد 92 2:21
سلام گلکم خدا رو شکر همسری عملش بل موفقیت انجام شده ..چه قدر حر فهای قشنگی زدی کاش بهش عمل کنن..خیلی زیبا نوشتی تکون دهنده بود رستای من ..
samira
2 مرداد 92 2:50
سلام خدارو شکر که عمل به خوبی انجام شده از این به بعد کار تو هم سختتر میشه ولی قول بده مواظب خودت باشی گلم و صد البته مارتیا جوجو به امید خبرای قشنگ تر از این خونواده مهربونو عاشق منتظرم هاااااااااااااااااااااااااااااا ........................
خاله اریسا خانوم
2 مرداد 92 3:01
ایشالا که رودتر خوب میشه عزیزمببخشید به منم رمزو میدین؟
SaYa
2 مرداد 92 4:01
عشقمممممممم میخوامت بدجووور یعنی روانیتم جوجه ی من عاشق تک تک سلولای بدنتم من وقتی کامنتاتو خوندم نمیدونی چقدرررر خوشحال شدم و در ذوق مرگی به سر میبریمرستا انقدر سبک شدم که دوس دارم پرواز کنم مررررسی از اون همه مهربونیات میمیرم برات عزیزززززم♥♥♥♥♥
majede
2 مرداد 92 5:42
رستای عزیزمم..اول از همه خیلی خوشحالم که اقا زانیار بهنره..ایشالله که زودتر دوران نقاهت تموم میشه و همه چی مثل اولش میشه.. بعدش اینکه امیدوارم خوب باشی...هم تو هم گل پسرت.. بعدش که ماهت مبارک..والا فقط میدونم مردادی هستی..نمیدونم چه روزی... بعدش اینکه انقد حرص نخور قربونت برم...در اینکه هنوز یه عده آدم با وجدان وجود دارن که از شادی هم شاد میشن و از ناراحتیه هم غصه می خورن و اشک میریزن شکی نیست... و در اینکه تو یکی از اینایی هم شکی ندارم عزیزممممممم مواظب خودتون باشین
یسنا
2 مرداد 92 6:31
سلام رستاجون. خوشحالم عمل موفقیت امیز بوده. دقیقا هر وقت برا کسی خیر وخوبی می خوایم برامون پیش میاد. از یک شب اخری که رفتی سفر مطالب وبت رو خوندم. و چند بارکامنت دادم. ولی خب رمز چرا بهم نمیدی دوستت دارم .
مامان یگانه
2 مرداد 92 9:54
رستا جون خوبی؟ خوشحالم که حال آقا زانیار بهتر شده.تو هم اصلا خودتو به خاطر آدمهای بیکار بیخود ناراحت نکن.اینجور آدما وجدان ندارن وفقط دنبال این هستن که یه عده را ناراحت کنن با این عمل زشتشون. مراقب خودت و پسر گلت باش. قربونت
بهناز خانومی
2 مرداد 92 10:06
رستا جون خوشحالم که به سلامتی همه چی به خوبی و خوشی داره پیش میره و عمل همون طوری که باید خوب بوده اما در مورد مزاحما عزیزم همه جا هم چین آدمایی وجود دارن تو بدون اینکه به خودت حتی کوچکترین ناراحتی بدی کامنتایی که ناشناس رو پاک کنننننن این بهترین راهشههههه خودت و مارتینا کوچولو رو هم به خاطر هر کسی ناراحت نکن عزیزمممممممممممم
مامان حمیدکوچولو
2 مرداد 92 10:51
بلاخره اینجاتواین دنیای مجازی چون دیده نمیشن ازاین حرفو حدیثا زیاد هست. هرچند کهتو دنیای واقعی کم نمیبینیم. باید این جور آدمارو به خدا بسپری. به من وامثال من چه ربطی داره شماها کجا هستید یا چطور زندگی میکنید اگه یاد بگیریم که یکم به چیزایی که دورو برمون هستند خوش بین باشیم دیگه این اتفاقا نمی افته. ومتاسفانه این همون حس حسادته که این وسط موش میدواونه. رستا جون شماهم مجبوری که صبور باشی وتحملتو زیاد کنی. من زیاد اهل این نیستم که الکی از کسی تعریف کنم ولی میگم که نوشته هاتو دوست دارم وبرات آرزوی موفقیت در همه زمینه ها میکنم
عاطفه
2 مرداد 92 11:30
سلام عسیسم امروز بهتری......؟ جوجوی نازمون چطوره؟؟؟؟؟بابای جوجو بهتره؟؟؟؟؟ گلم خیییییییییلی مراقب خودت باش....... این روزا خیلی زود میگذره........
عاطفه
2 مرداد 92 11:32
عاطفه
2 مرداد 92 11:36
دختر تو محشر مینویسی راستی تولدت چند مرداده.........؟؟؟؟؟پیشاپیش تولد رستا جونم مبارککککککک
مامی محمدمهدی
2 مرداد 92 11:46
سلام رستا جون، خوبی خانومی خیلی خوشحال شدم که خبر سلامتی عشقت رو شنیدم خدارو شکر عزیزم راجب به اون مزاحم هم چیزی نمی تونم بگم جز اینکه اینجور آدما خودشون به خودشون هم شک دارن چه برسه به دیگران واقعا براشون متاسفم حتما خصلت خودشون دروغگویی که دارن به دیگران هم نسبتش میدن با این حالت به این چیزا فکر نکن کلید پیروزی دست خودته که اون چیزی نیست جز احساس رضایت درونی خودت نه دیگران مراقب مارتیا کوچولو باش
مینا
2 مرداد 92 12:03
سلام عزیزم. خوشحال شدم حال همسرت بهتر شده . مواظب خودتو نی نی نازت باش.
سودابه
2 مرداد 92 12:06
خدارو شکر که عمل همسری خوب بوده.. رستا جون اینقدر خودتو اذیت نکن..آدمای بیکار زیادن تو دنیای مجازی که قصدشون آزردن دیگرانه..پس به خودتو خونوادت و دوستای خوبی که اطرافتن فکر کن..برات روزای خوبی رو آرزو میکم..
زهرا
2 مرداد 92 12:16
سلاااااااااااااااام رستا جونیییییییییی خوبی عزییییییییزم؟؟؟؟خیلی وقته واست نظر نذاشتم من همون زهرا خانومم که گفتی دفعه بعد که بیای سربزنی نی نی به دنیا اومده!! ولیییییییییییی من زودتر اومدم آخه این روزا خیلی سرم شلوغ بود و البته حالمم زیاد خوب نبود خداروشکر که همه چیز داره به خوبی میگذره ایشالا از این هم بهتر بشه و حال همسریت هم زودی خوب بشه با نی نی جونتون کنار هم خوشبخت خوشبخت باشین
saba
2 مرداد 92 12:56
سلام رستای عزیزم خوبی عشق من؟مارتیاجونم چطوره؟وای رستاایول که باجوابات شیطونم که باشه مینشونی سرجاش الحق هم که واقعاجوابات عین حقیقت وراستیه.رستاجونم بهت میبالم نه نه ینی اول به خودم بابت داشتن چنین دوستی میبالم بعدله تومیبالمرستاجونم خیلی خیلی خیلی دوست دارم فقط همینومیتونم بگم.چون واقعادوست دارم عزیزدل من.مواظب مارتیاجونم باشیا.راستی ببخشیداین دوروزنیومدم بخدامن همین الان ازخواب پاشدم اومدم تووب تو(خاک به سرم چقددیرپاشدم ابروم رفت)که نظربذارم برات وبراسایاجونم.این دوروزداشتم بااین نت کوفتی سروکله میزدم مگه میرفت تونت.خب عزیزم میدونم الان خسته ای وبهترخستت نکنم گل من.فعلاخدافظ.به اقازانیارسلام برسون.مواظب مارتیای عزیزم وخودت باشیا.
saba
2 مرداد 92 12:58
رستاجونم ادم اگه بخوادباحرف این مردم خل وچل وروانی وحسودزندگی کنه که بایدسرشوبذاره روزمین بمیره(البته دورازجون توعزیزم)پس به قول منوفاطی جواب ابلهان خاموشیستپس بذاراینقدبگه هرچی دلش میخوادتابمیره اصن.دوباره پرحرف شدم.شرمنده.فعلاخدافظ عزیزدلم
fateme
2 مرداد 92 13:00
رستاجونم ببخشيدكه منوسباتااينجا(گزارش دادن به مديريت)تونستيم كمكت كنيم چون بقيشونيازبه وبلاگ وايميل داشت كه مانداشتيماگه داشتيم حتماكمك ميكرديم
saba
2 مرداد 92 13:29
رستای عزیزم من همین الان به مدیریت گزارش دادم امیدوارم که هرچه زودترپیگیری کنندفدات شم.شرمنده که بیشترازاین نتونستم کاری کنم.همونطورکه فاطمه جون گفت ایمیل ووبلاگ میخوادکه مامتاسفانه نداریم.شرمندتم عزیزدلم.مواظب خودتومارتیای عزیزم باشیا
SaYa
2 مرداد 92 13:51
سلام قربونت برم خوبی؟بهتری عزیزدلم جوجه کوچولو چطوره؟آرومتر شده؟
مامان ریحان
2 مرداد 92 15:22
خوبی رستا همه چیز روبراهه ؟
رونا
2 مرداد 92 17:09
رستا خانم نمیخوام درباره ی واقعی بودن یا نبودن عکس ها و مطالبت چیزی بنویسم ولی خدایی انقدر شعار اخلاقی و پند و اندرز نده.تو خودت تو این 20 سالی که از خدا گرفتی کلی اشتباه کردی(به استناد نوشته ها و البته همه اشتباه می کنن) پس سعی نکن خودتو ادم وارسته ای جلوه بدی و سعی کن جنبه و نقدپذیریتو بالا ببری تا واسه حمایت از تو دوستان مجازی ت مجبور نشن مداخله کنن
فرناز مامان انوشه
2 مرداد 92 17:15
سلام رستا جونم .من همیشه مطالب وبتو دنبال می کنم و خیلی قلمتو دوس دارم.واقعا از این خبر ناراحت شدم و بیشتر از اینکه مردم تا این حد بدجنس هستن خون خونمو میخوره. امیدوارم حال همسرت زود خوب بشه و سایه ی هر دوتون تا همیشه رو سر مارتیا جان باشه.مراقب خودت باش و از استرس دوری کن.
مهری
2 مرداد 92 17:58
رونا خانم رستا واقعا یه انسان وارسته است. البته نیازی به تایید شما و امسال شما نداره. دوستای مجازی رستا هم مجبور به حمایت از رستا جون نیستند بلکه عاشق حمایت از رستا هستند. کاش شماها اگر شده یه مقدار به قول خودتون حداقل شعار اخلاقی بدین و پند بگیرین. این جملات زیبا که از نظر شما شعار اخلاقی هستند برای کسایی مثل شماست که متاسفانه به خودتون نمیگیرین.
fateme
2 مرداد 92 17:59
ميخوام به روناخانوم بگم شمايي كه اين كامنتوگذاشتي يه جوري صحبت ميكني انگارخودت هيچ خطايي توزندگي نكردي.ماهمه بدون استثناخطاهايي روانجام داديم مهم اينه كه ديگه تكرارشون نكنيم وازشون درس بگيريم رستاهم خودشوادم وارسته جلوه نميده بلكه وارسته هست.جنبه هم براوقتيه كه نظري كه درموردت ميدن درست باشه نه اين كه يه مشت چرتووپرت ودروغ درموردادم گفته باشن.شماجنبه توببربالاونقدپذيرباش چون ميخوام يه واقعيتي روبگم .تويي(رونا)كه اين كامنت روگذاشتي مطمئنم همون يه نفرهستي.لطفاواسه سرگرمي حداقل ازوبلاگ رستااستفاده نكن.مر30
مهری
2 مرداد 92 18:01
وای ببخشید رستا جون اومده بودم حال خودت و بپرسم عزیزم. خوبی؟ نی نی خوبه؟ همری مرخص شده؟ بهتره؟
fateme
2 مرداد 92 18:03
دست ازسررستابردار.اينوكه خداروشكرميفهمي؟؟؟؟
saba
2 مرداد 92 18:04
روناخانوم ی جوری خواهشاحرف نزن که همه بشن شیطون وخودتم بشی فرشته.درضمن به قول رستاجون اگه ازاینجابدت میادکسی مجبورت نکرده تواین وبلاگ بیای تابخوای رستاجون روموردازارواذیت روحی قراربدی.درضمن رستاجون اونقدربیکارنیست که بخوادبیاداینجاوبه دروغ بنویسه که همسرش تصادف کرده.شماهاکه انقدادعاتون میشه اون مغزتونوبکاربندازین ببینین یه زن حامله که دوماه دیگه مادرمیشه والان توحساس ترین دوران بارداریشه واقعاخوشش میادکه توبلاگش بیادوباجون همسرش بازی کنه بانوشته هاش؟رستااونقدردوست داره که بخوان براش به دفاع پاشن همونجوری هم که گفته درمونده کامنت مسخره تووامثال تونیست.الان من وهمه ی دوستای رستاجون داریم ازخوشحالی بال درمیاریم که رستاجونم میخواد دوماه دیگه احساس مادرشدن روبچشه وخوشحالیم که حال همسرعزیزش روزبه روزداره بهترمیشه والان هم خودش که بایدازهمه ماخیلی خیلی خوشحال ترباشه بایدباکامنت تووامثال توروحش ازرده بشه.خواهش میکنم بس کنیدیکم فقط یکم به رفتارخودتون فکرکنید.اصلارستاهیچی وجدان خودتون اجازه میده که هرچی ازدهنتون درمیادبریزید بیرون وبه این زن حامله بگید؟واقعاوجدانتون میذاره؟ببین زدن این حرفاهیچ نفع وضرری به حال من نداره ولی چون اونقدبی شرف نشدم که ببینم دوست عزیزم بخواداینجوری باکامنت شماهاروحش ازرده بشه میام ومثل خودتون هرچی ازدهنم دراومدبهتون میگم تابفهمید که فقط خودتون نیستیدکه بخوایددیگران روخوردکنید.خب امیدوارم فهمیده باشی وامیدوارم کامنتی دیگه ازتون نباشه روناخانوم.
مهری
2 مرداد 92 18:06
چشم حسودا کوووووووووووووووووووور بشه. ببینین اینقدر رستا طرفدار و دوست های خوب داره که به نظرم نیازی نیست خودش و دگیر این ابله ها بکنه. رستا جونی خودمون حواتو داریم همین که دهنشون و باز می کنن دوستای خوبت کاملا جوابشون و میدن. بچه هادمتوت گرررررررررررررررررررررررررررم
fateme
2 مرداد 92 18:12
رستادرگوشي
مهسا(مامان نفس)
2 مرداد 92 18:15
عزیز من خدا به انسان عقل داده اراده داده وقتی عقلت بهت میگه این جا بده دروغه چرا دوباره این وبو باز میکنی چرا میای رو نظرات کلیک میکنی مینویسی؟یا دیگه نیا این جا تا نه با روح و روان خودت بازی کنی که بهت فشار بیاد نه اعصاب ماها رو بهم بریز یا اینکه اون عینک بد بینیو حسادت رو از چشمات بردار. همه دوستام از دست ادمهایی مثل تو دارن مینالن به خدا بسه.از اون خدایی که بالای سرته خجالت بکش.رستا جون این نظراتو ببند کن بعد نمایش داده شه تا این نظراتو تایید نکنی عزیزم.
شیدا
2 مرداد 92 18:17
الهی بمیرم برات،با این وضعیتت همش داره مشکل پیش میاد برات توروخدا مراقب باش رستا ماه هفتم با یذره استرس و فشار بچه زود دنیا میاد راستی،وبت خیلی سنگینه،عکسات که باز نمیشه هیچ،نظراتتم برام باز نمیشه مراق خودتو شوهرت باش،بهش آناناس بده،من تجربه دارم تو این موقعیتا
سحر مامان آرتین
2 مرداد 92 18:19
در جواب به رونا : واقعا اصلا همین جوری موندم!!!!؟؟؟؟؟؟ بعضی وقتا آدم از حرفای مردم خیلی ببخشید عقش میگیره! تویی که مطمئنم اسمت یه جونور دیگه ایه بهتره به جای دری وری گفتن از این حرفا که صحبت های همه ی ماست درس عبرت بگیری بدبخت ، یه موی رستا اینجا می ارزه به صدتا امثال تو و مثل تو... میگن میمون هرچی زشت تر اور و اداش بیشتر ، حالا جریان شماهاست ، ماشالله انقدر همتون پررو هستین که نه تنها درس عبرت نمیگیرین بلکه بدتر مثل انگل میچسبین به آدم و هارتر میشین ، در ضمن ما اگه از رستا طرفداری هم کردیم به خاطر وجود مثل ماه خودشه نه به اجبار ، اتفاقا شرط میبندم که خوده تو، تو باتلاق اشتباهاتت غرقی و واسه همینم برای خالی کردن عقده هات افتادی به جونه وبلاگای مردم ، تویی که دم از جنبه داشتن میزنی ، خودت جنبه داشته باش و از این مطالب پند بگیر بیچاره.... در ضمن عقب مونده ی روانی بهتره بری یه وب دیگه عقده های روحی و جسمیت رو خالی کنی بیچاره رستا الان با اون حالش باید بیاد این چرت و پرت های تورو بخونه و عصابش به هم بریزه رستا جون عزیزم اصلا خودت رو ناراحت نکن اینا یه مشت آدم الاف نفهمن قربون مارتیا بررررررررررررررم من اصلا اهمیت نده بهشون
majede
2 مرداد 92 18:25
ااااااااااااای بابااااااااااااااااااااااا شما چی می خواین از رستا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بس کنید دیگه.............. کسی مجبورتون نکرده وب رستا رو بخونید... دوستای مجازیش هم با اختیار خودشون رستا رو انتخاب کردن و ازش دفاع می کنن.. شمایی که دوست نداری...خوب برو...برو یه جایی رو بخون که طرف فقط از بدبختی بگه و از خدا گله کنه...چشم ندارین ببینین رستا با همه ی مشکلاتش بازم خدا رو شکر می کنه؟؟؟؟؟ دیگه شورشو در آوردین.. اه ه ه ه ه
majede
2 مرداد 92 18:29
واقعا دارم به این نتیجه می رسم: رستااااااااا وااای تو چقد برای اینا مهمیییییییییییییی خوشحال باش دوستم... اینا مشکلشون تو نیستی که.... مشکلشون ماییم...مشکلشون دوستاتن که پشتتن... به خدا جدی می گم... یکم دقت کن...تو همه ی کامنتاشون یه اشاره ای کردن به دوستات فلان و دوستات اینجوری و دوستات اونجوری... حسودیشون میشه دوستم... تو خودتو درگیر نکن.. استراحت کن و مواظب خودتون باش...
سحر مامان آرتین
2 مرداد 92 18:39
دوستان ، (یا به قوله شوهری من ) بروبچ دمتون گرررررررررررررررررررررررم ولی خداییش کلی حال کردم دیدم که همتون پشت همدیگه وایسادین واسه همتون گرچه نمیشناسمتون (مهری، ماجده ، فاطمه ، صبا ....) آرزوی موفقیت و سربلندی دارم دوست همیشه باید پشت دوست بایسته دمتووووووووووووووون گرررررررررررررررررررررررررررررم کارتون ایول داره آفرین میخوام ببینم که کسی بازم جرات دری وری گویی میکنه یا نه؟؟
زهرا
2 مرداد 92 18:44
چقدر جالب شد!!!!!! مرحبا به این همه مهربونی ، به این همه طرفدار عزیزم به فکر مارتیا گلی باش تو خودت رو با این چیزا ناراحت نکن میبینی که اینجا همه هوات رو دارن رستایی از بس که گللللللللللللللللللللی عزیزم واست آرزوی خوشبختی دارم در ضمن خوشحالم که آقا زانیار بهتر شدن حتما واسه خودتون اسفند دود کنین
majede
2 مرداد 92 18:49
سحر مامان آرتین مرررررررررررررسی... کسی جرات نداره... ما همه با همییییییییم
رونا
2 مرداد 92 19:03
خطاب به دوستای رستا:بابا اینقدر حرص نخورید الانه که پس بیفتید.شماها اینقدر بی ظرفیت هستید که اگه کسی یه انتقادی به نویسنده ی وب هم داشته باشید خودتون رو عین قاشق نشسته می اندازین وسط و حرف می زنید خودش میتونه جواب بده.ضمنا چرا تلافی اونایی که انتقاد کردن رو سر آخرین نفر در میارین؟اگر نویسنده نظریاتشو درمعرض دید عموم گذاشته باید حرفای تلخ رو هم بپذیره نه فقط تعریف و تمجید.اگرم شرایط جسمی و روحیش بده خب اصلا ننویسه بهتره.کاش من این پیغام رو خصوصی واسه رستا خانم گذاشته بودم که شماها با بی منطقی تون مزاحم نشید.اما بد نشد...شما آدمخورا واقعا عجیب هستید.
fateme
2 مرداد 92 19:28
رونافك كنم شماقاشقي تامابااين قاشق داري جمع دوستانه ماروهم ميزني نه بهم.....قاشق عزيزم ديگه كامنت نذاروگرنه ماچنگال ميشيم....... هيچ وقت رستاروبخاطريه سري چرت وپرت تهنانميذاريم.مگه نه بَكس؟؟
عاطفه
2 مرداد 92 19:52
رستا تو وبم واست دعا کردممممممممم که همه دعات کنن
حالا
2 مرداد 92 19:54
این خانم رستا خانم خودش خطا زیاد کرده عشقاش زیاد عوض شدن حالا شده فرشته ملکوت و بعضیا شیطون رجیم بابا انتقادا
رونا
2 مرداد 92 20:16
خانم فاطمه از طرز برخوردت معلومه چه آدم بی سواد بی فرهنگی هستی...خیلی به خیال خودت خوشحالی که درگیر دعوا و مرام بازی داغ وبلاگی شدی؟عین لیدر های لانتوری تیم های فوتبال دسته دو می مونی...(شاید هم اینی که گفتم رو نفهمی)
SaYa
2 مرداد 92 20:20
رونا خانم خوبه رستا خودش نوشته هر اشتبایی هم که بوده بعدشم نه که شما مریم مقدسی....اگرم که ما مداخله میکنیم تمام دوستان میگم چون شرایط رستا درک میکنیم میدونیم اون طفلک الان خیلی گرفتاره...ببین خانوم رستا خیلی خیلی فرشتست اگه ناراحتی یا همونطور که واسه ما دعوتنامه نمیفرسته و ما به عشق خودش میاییم....رستا یه وجود آسمونیه واسه اونم که شده نیا لطفا نیا اون بارداره ولش کن نیاز به نظر توام نداره....اونم درگیره آقا اصلا همه ما بد تو که خوبی بیا و یه خوبی کن و نیااااا ولمون کن توروخدا
fateme
2 مرداد 92 20:24
ارزش نداره اعصابموبخاطرتوي بيكارخوردكنم.فك كردي الان دارم خيلي حرص ميخورم؟؟؟به همين خيال باش
fateme
2 مرداد 92 20:35
فقط اگه چيزي بت نميگم بخاطرگل روي رستاست....ادبتم كه نشون دادي
saba
2 مرداد 92 20:38
روناخانوم مثل اینکه این تویی که داری ازحرص وحسودی میترکی.سایاوفاطمه وبقیه دوستان بیخیال این الف بچه بشین.تواگه طرزفکرمیدونستی چیه این چرت وپرتاوحرفای مفتتونمینوشتی.درضمن کامنتاتوخوصوصی بذاری بهتره رستا جون خودش بهترمیدونه که چیکارکنه.رونا خانوم درضمن بی سوادوبی فرهنگم خودتی که انقدعقل وشعورت نمیرسه که بفهمی یه زن باردارنیازبه مهربونی داره نه بدجنسی وخرابکاری یه ادم علاف بی سروپا.ببین تویی که فرشته ی اسمونی هستی پس لطف کن تشریف مبارکتونیارتواین .بلاگ.رستابه نظرتوهیچ احتیاجی نداره درضمن نظراتم خصوصی بذارفهمیدی؟
saba
2 مرداد 92 20:44
رستای عزیزم اگه برات خصوصی گذاشت سریع حذفش کن باشه گلم؟اعصابتوبخاطراین دیوونه هاخوردنکنیاتوالان نیازبه ارامش ومحبت داری مباداارامشتوبخاطراینابهم بزنی باشه گلم؟مواظب خودتومارتیاجون من باش
saba
2 مرداد 92 20:44
رستازوداین نظرموحذف کن
SaYa
2 مرداد 92 20:48
بچه ها بیخیال این میخواد ما اعصابمونو خرد کنیم کم محلی از طرف ما و رستا بهترین تو دهنی به این خانم بافرهنگه!
رونا
2 مرداد 92 20:56
وای وای چقدر تحت تاثیر مرام و انسانیتتون قرار گرفتم...تو رو خدا منو دریابین وگرنه سر می کوبم تو دیوار... یک عده آدمای بیکار جو گیر که دلشون خوشه دارن بالای یکی درمیان که خودشونم خوب نمیشناسنش
SaYa
2 مرداد 92 21:08
چرا چرند میگی من خوبم میشناسمش حرف دهنتو بفهم
سحر مامان آرتین
2 مرداد 92 21:16
جناب رونا که فکر میکنی خیلی زرنگی همین الان دارم تلگراف میزنم به مدیریت اول میای اینجا به رستا توهین میکنی بعدش هم که دوستاش رو میبینی و از دیدن با هم بودنشون حرس میخوری شروع میکنی به اونا دری وری گفتن حالا هم که نشستی تهدید میکنی بیچاره سر و کارت اول با خداست و بعدش هم با مدیریت نینی وبلاگ معلوم شد که نفهم تر از اونی که ما بخایم بهت حرفی بزنیم
SaYa
2 مرداد 92 21:25
سحر جون این یه بیماره مشکل داره بخدا
سحر مامان آرتین
2 مرداد 92 21:42
رستا جون عزیزم اگه اومدی و نظرات رو خوندی سری آیپی این با فرهنگ رو که به خیاله خودش خیلی زرنگه واسم بفرست اونوقت که باهاش بخورد از طرف مدیریت شد و دیگه نتونست بیاد وبلاگت میفهمه که با کیا طرفه عزیزم بذار الان هرچی که دلش میخاد بگه سبک شه بدبخته دیگه تو دلش پر از عقدست بذار خودش رو خالی کنه ، ماه رمضونی صواب داره این بیچاره هام بنده های خدان دیگه! راستی آیپی اون "حالا" و اون ۲ تای دیگرو هم بده اصلا هم به دلت بد راه نده به قوله سایا جونه گل اینا مریضن .. کارشون همینه قربونه تو و مارتیا گلم
رونا
2 مرداد 92 21:45
باشه.حرفی نیست.به قول دوستمون آب رو بریزید اونجا که میسوزه(سعی کردم با ادبیات خودتون جواب بدم )سحر جان تلگراف؟؟!
majede
2 مرداد 92 21:48
وای بچه ها دمتون گرم... بیخیال بابا... بخندیییییییییییییییین بزارین هرچی میخوان بگن... ما باید به این افراد حسود بخندیم که دوستی ما انقد واسشون سخته هاهاها...
سحر مامان آرتین
2 مرداد 92 21:50
راستی فاطمه جون کسی که بهت این حرفو زده همینجوری که میدونی یه آدم روانیه بیخیال گلم خواستم بگم که خودت رو ناراحت نکن همرو به مدیریت گزارش کردم بذار رستا بیاد تو هم معلومه خیلی دختر مهربونی هستی و هم با فرهنگی عزیزم هرچی که گفته صفت های خودش بوده و بس امیدوارم که ناراحت نشده باشی خانوم گل میبینی که مامانش چجوری تربیت یادش داده؟؟؟
fateme
2 مرداد 92 22:07
سحرجون،ماجده جون،سايا،مهري وبقيه دوستان.ايشون باحرفي كه به من زدتربيت خانوادگي خودشونشون دادوارزش منواصلاپايين نياورد.هركسي توهرمكاني نماينده خانوادشه ايشون هم نماينده خانوادشون بودن وتربيتشونونشون دادنبذاريم ببينيم تاكي ميخوادادامه بدمه
SaYa
2 مرداد 92 22:14
فاطمه جون ولش کن این اصلا نماد تربیت نیست که نماد یه آدم بزرگ شده بی فرهنگه ربونت برم من فاطمه جون تو ود خود عشقی ولش کن این روانی
مهسا مامان نفس
2 مرداد 92 22:56
دخترها زود تمومش كنين ديكه كسي جوابشو نده اينجا كه ميدون كل كل نيست وب مارتياست تمومش كنيد
روزیا
2 مرداد 92 23:26
سلام رستا جان الهی شکر که زانیار جون حالش خوب شد من یه بارهم برات کامنت گذاشته بودم که رمزتو بهم بدی ولی مثل اینکه دوست نداری ولی بازم میگم دوستت دارم اگه دوست داری رمزتو بده بهت قول مردونه میدم که مثل اون عوضی ها نیستم که وقتی خرشون از پل گذشت بهت فحش و بد وبی داد بکن انشاالله مارتیا جونم سالم و بیاد بغلت و انشاالله زانیار جان خوب بشه زود تر برگرده توی اغوش گرم خانواده منتظرتم عزیزم
fateme
3 مرداد 92 0:26
بلي بلي حتمامهساجونمهم عشقم مارتياس
سحر مامان آرتین
3 مرداد 92 0:31
بچه ها من تونستم آی پی رونا رو بدون کمک رستا از طریق دوستای خودم دربیارم آی پیش با فاطمه یکیه فاطمه از جمع ما برو بیرون دستت رو شد واست متاسفم واقعا متاسفم واست
سحر مامان آرتین
3 مرداد 92 0:36
برای اینکه همه بچه ها ذات واقعیتو بدونن آی پی تورو منتشر میکنم که حساب کار دستت بیاد 296.221.332.433 مدیریت نینی وبلاگ هم درجریان کارت قرار گرفت
fatmeme
3 مرداد 92 0:38
خفه شو کثافت میفهمی چی داری میگی اینا میخوان بین مارو بهم بزنن توی عوضی هم خیال کردی میتونی اینجوری منو از رستاجونم دور کنی
SaYa
3 مرداد 92 0:43
سحر خانم واقعا کارتون زشت بود چون اصلا آی پی فاطمه این نیست فاطمه اصلا همچین آدمی نیست کاش یکم باملاحظه تر برخورد میکردین و میزاشتین تا رستا بیاد...
سحر مامان آرتین
3 مرداد 92 0:43
کثافت خودتی
وقتی ای پی تو دراوردم دیگه راهی بجز این نداری
واست متاسفم
بچه ها خودتون اینو از جمع بیرون کنید
وقتی کامپیوترتو داغون دیدی یاد این صفحه و حرفات بیفت


میدونی ،
ببخشید که اینو میگم اما از آدمی مثل تو باید ترسید
افتخار نکن
خیلی بد ذات تر و پست تر از اونی هستی که فکرش رو میکردم
کاری به کاره فاطمه نداشته باش
بگو مشکلت با من چیه؟
به جای این که بیوفتی به جونه دوستای من
با خوده رستا در بیوفت
میزاشتی لااقل من میومدم بعد ....
SaYa
3 مرداد 92 0:47
سحر خانم نگو توروخدا بابا آی پی ین بیچاره اصلا این نیست
سحر مامان آرتین
3 مرداد 92 0:48
سایا جان عزیز دلم فاطمه رو بسپر به من خودت ببین تو کامنت بالا چه لحنی داره از روی عصبانیتش میتونی بفهمی از ما نیست.
فاطمه(رونا خانم،حالا,000)من انتقام رستا و باقی دوستان ازت میگیرم.خیلی امروز ناراحتمون کردی


چرا اینکارارو میکنی ؟؟
با من چه مشکلی داره؟؟
تو که از من بدت میومد؟
حالا شدی دوست؟؟
چه انتقامی....تو که تو دنیای مجزای اینی
تو واقیت چی هستی؟؟؟
دوستی یا دشمن؟؟
ماله کدوم قافله ای
بعضی وقتا شیطان هم باید بیاد پیشه اینجور آدما درس بگیره....
SaYa
3 مرداد 92 0:50
درسته اصلا درست حرف نزد قبول دارم و بهتون حق میدم ولی کاش بزاریم رستا بیاد اینجوری کسی متهم نکنیم توروخدا
SaYa
3 مرداد 92 0:52
بچه ها تورو خدا خونسرد باشید تا اومدن رستا
سحر مامان آرتین
3 مرداد 92 0:56
سایا جانم دوس ندارم ذهن رستای عزیزم با این حرفا مسموم بشه برای مارتیا ضرر داره خودم حلش میکنم.طفلی کلی مشکل داره تصادف شوهرش به حد کافی کشیده بنده خدا ...لحن این خانم رو دیدی؟کی از بچه ها با دوست خودش اینطور حرف می زنه؟



خیلی آدم کثیفی هستی ،
واسه خودم متاسفم
موندم جواب سحر واقعی رو چی بدم.....
SaYa
3 مرداد 92 1:00
میدونم سحرجان من میدونم همه نگران رستاییم ولی بزاریم خودشم بیاد اگر درست بود این آی پی و این شخص فاطمه بود من پاهاتو میبوسم عزیزم ولی فقط یکم صبر و یقین پیدا کردن که اتفاقی نمافته گلم
SaYa
3 مرداد 92 1:15
خاک بر سرت کنن از اسم مقدس یه مادر سواستفاده کردی برات خیلی خیلی متاسفم آه سحر تورو میگیره همچنین فاطمه که دلشو شکستی
لجن واقعا روانی هستی بیچاره


چی داری میگی دیوونه شدی؟؟
SaYa
3 مرداد 92 1:18
بابا به این دختره روانیم که از اسم سحر سواستفاده کرده ها
SaYa
3 مرداد 92 1:29
منو ببخش دست خودم نبود فحش دادم رستا جونم دوستت دارم که دستشو رو کردی خیلی حسم بتو عوض شد رستا دوست دارم ماچت کنم
SaYa
3 مرداد 92 1:33
رستاااااااا حالا خودشو جای من جا زده
SaYa
3 مرداد 92 1:34
بیچاره تو یه روانی سادیسمی هستی دست از سرمون برداااااااار
مهری
3 مرداد 92 11:07
واااااااااااااااااااااااااااااااااااای بچه ها اینجا چه خبره. یکم خونسرد باشین. به هم رستا فکر کنیم. تو رو خدا بیاین و دیگه تماموش کنین.
مامان یاسمن و محمد پارسا
3 مرداد 92 12:36
عزیزم به این کامنتهای احمقانه توجه نکن چند وقت پیش یه احمقی کامنتی برام گذاشته بود که تو اون برای فرشته هام ارزوی مرگ کرده بود اولش خیلی دلم سوخت اما بعدش دلم به حال اون احمق سوخت که نمی دونه چطور عقده های درونیش و تخلیه کنه و اینقد پست و سیاه دله که به بچه ها هم وحشیانه حمله می کنه بعد خدا را شکر کردم که اینقد دلش سیاهه که خدا ازش دوره عزیزم توجه نکن اصلا کاش جوابش و نمی دادی که جواب ابلهان خاموشیست ارزوی سلامتی برا خودتون و همسر و نی نی نازتون دارم راستی خاله به ما سر نمی زنی دوستت داریم
fateme
3 مرداد 92 14:38
خخخخخخخخ مردوم ازخندهخانوم يااقاي محترمي كه اول خودتوجاسحرميزني بعدميگي كارمن بوده بعدخودتوجاساياجاميزني بابايه ذره فك كن ازساعت كامنتايي كه گذاشتي معلومه خودتي چون همشون دومين دومين فاصلشونه
رضوان
3 مرداد 92 18:47
سلااااااام ب رستای گلم امیدوارم ک حال اقا زانیار تا الان خوبه خوب شده باشه خییییییلی ناراحت شدم بخدا در مورد این مزاحمای وبلاگی هم واقعا متاسفم ممنووووووووون از جواب کوبندت
مامانی آرتین
7 مرداد 92 12:30
عزیزم بارداری نباید خودتو ناراحت کنی.بی خیال باش یه کمی.نیاز نیست جواب هر کسو ناکسو بدی.به فکر مارتیا جیگر باش
الهام مامان علیرضا
7 مرداد 92 17:03
از بابت بهبود حال آقا زانیار خیلی خوشحال شدم
راستش این پست رو اون شب نتونستم بخونم الان تازه خوندم.
این تعریفی که کردی شایستۀ من نیست و نهایت لطف تورو می رسونه رستا جونم.
شما خودت خوبی و همه رو خوب می بینی.
امیدوارم همیشه خوش و خرم باشی.
نگران نباش از حرف های دیگران فقط براشون دعا کن تا خدا تنگ نظری رو ازشون بگیره.



ایشالا
عزیزم شما سرور مایی
من تعریف بیخود از کسی نمیکنم
دوتا
11 مرداد 92 2:11
شوهری منم رباط صلیبیش و 3 سال پیش عمل کرد. الانم راضیه خدارو شکر
دوتا عاشق
12 مرداد 92 17:58
شوهری منم رباطشو عمل کرده یه 3 سال پیش. خداروشکر الان راضیه


خداروشکر
هانیه
19 مرداد 92 0:42
سلام رستا جونم همیشه به وبلاگت سر میزدم اما اولین بار نظر میذارم رستا جون مردم خدا نشناسن بی وجدانن خداشونو فراموش کردن هیییییییییییدوست دارم منتظر به دنیا اومدن مارتیا خان ناناز ایشاا.. همیشه خوشبخت باشیدددد



سلام هانیه جوووووووون
خیلی خوشحال شدم ممنونم که درکم میکنی خانومه باشخصیت
دقیقا همین طوره که میگی
ایشالا عزیزم ...حتما میام پیشت قربونت برم
همین که بدونم آدم های با فکری مثه تو خواننده های وبمن کافیه
مامان امیر مهدی (سوده)
31 مرداد 92 11:38
چه عکس زیباییی احسنت